
باز تا خودش نخواد نمیشه
مرسی خدا جونم روی ماهتو میبوسم 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:12 توسط سمنا|
برچسب: تقدیر,
نویسنده: دانیال نجفی
اونقدر پشیمونم که حتی شاید انصراف بدم ....
یه سال محروم میشم این یخورده ناراحتم میکنه
تا اخر این ماهو فرصت دارم فکر کنم ...
خدایا خودت صلاحو مشخص کن
#تهتغاری#وابستگی#دلتنگی
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:11 توسط سمنا|
برچسب:
نویسنده: دانیال نجفی
برچسب:
نویسنده: دانیال نجفی
چندروز پیش که از حموم اومدم با همون موهای خیس جلو کولر مشغول ناهار خوردن شدم
واااای یه روز بعدش چنان لوزه هام عفونت کرد که تو عمرم همچین مریض نشده بودم
حتی به درد گوش و چرک گوش سرایت کرد ، تبخال ، تب و لرز شدید ، دکتر ، بیمارستان ، خلاصه اینکه بد مریضی بود
حتی نتونستم چند روز گوشیمو دستم بگیرم ... و تو این مدت تنها کسایی که سراغمو میگرفتن بابا مامان که پیشم بودن و هر دقیقه شیر گرم و عسل و سوپ و مر
برچسب: بیماری,
نویسنده: دانیال نجفی
همیشه گفتم دوتا رویا دارم یا آرزو یا پیش بینی نمیدونم اسمشو چی بذارم
یکی اینکه یه روز حتما به فضا سفر میکنم
و دو اینکه یه روزی شاید عارف شم
عارف بودنم به معنی اینکه مذهبی ... از اونوناش نیست ها ، عرفانی که خودم میدونم چیه
شاید خنده دار باشه ، یا مسخره یا هرچی اما امسال که عید مسافرت بودیم و لاک زده بودم با لاک نماز میخوندم اولش گفتم الان خدا میگه ببین سمنا چی با خودش فک کرده دختره کم فهم بعدش میگف
برچسب: مهربانی,
نویسنده: دانیال نجفی

مرا عهدیست باجانان ...
برچسب:
نویسنده: دانیال نجفی
آتنا جان قصه ی تو را همه فهمیدند
دیگر کسی حق ندارد بگوید هیس درخشنده سیاه نمایی بود
کسی نمیتواند بگوید دختر اگر حجب و حیا داشته باشد به او تعرض نمیشود
آتنای ما قصه تو قصه ی تلخی ست ...
قصه ای که بعد شنیدنش ترید کنیم از خدا دختر خواستنو و هرآن اضطراب دختر داشته و نداشته به تن و جونمون باشه
دنیا پر از آتنا و هر مادری مادر آتنا ...
آتنای دوست داشتنی ما ، فرشته زیبایمان ... آسمانی بودی و آسمانی شدی .
یا رب آن شاه وش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یکدانه کیست
...
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:10 توسط سمنا|
برچسب: تابستانه,
نویسنده: دانیال نجفی
برچسب:
نویسنده: دانیال نجفی